کمپ معتادین زن( به همراه تصاویر) ا


کمپ معتادین زن

مکان: 1-  چهاردانگه به سمت اسلام شهر کمپ «شکوفههای سبز زندگی»
2- جادهی ملارد نرسیده به سرآسیاب کمپ «منیژه»
 28 نفر شامل مدیریت کمپ، سرپرست، خدمتگزاران و بیماران
از در که وارد میشویم ابتدا  اتاقی ست  به مثابهی هشتی،  محل پذیرش بیماران و نیز ملاقات آنها با خانوادههایشان در طول درمان.  بعد  وارد حیاطی نسبتاً بزرگ و سرسبز و سرزنده میشویم  با کفپوشی از ماسه. دارای دو باغچه ی پرگل و کنار آن تعدادی دستگاههای ورزشی و حوضچهای کوچک. سمت راست اتاق مدیر کمپ قرار دارد و در کنار آن آشپزخانه و حمام  و داخل حیاط میز و نیمکتهایی چیده شده که محل استراحت بیماران است. در سمت چپ حیاط اتاقی به اسم اتاق فیزیک قرار دارد. این اتاق مخصوص افرادی ست که شبهای اول ترک را میگذرانند. داخل این اتاق موسیقی نسبتاً تندی درحال پخش برای کسانی ست که ساعتهای توهمزای پس از مصرف شیشه و قرص را از سر میگذرانند. و تا دو الی سه روز بعد از پذیرش درآنجا میمانند. در کنار آن، دو اتاق دیگر برای استراحت باقی بیماران وجود دارد.
در درون کمپ بیش از 20 بیمار حضور دارند و اغلب آنها دخترانی  که سنشان به25 سال هم نمیرسد. همه میهمان کمپ «شکوه» هستند. این نام برگرفته از نامزنی ست که خود، مدیریت کمپ را برعهده دارد. این زن 16 سال تمام در کنار همسر و فرزندانش درگیر مصرف تریاک بوده است که با آغاز بیماری،  هر روز قسمتی از زندگیاش را از دست داد. همسرش به اتهام فروش مواد مخدر روانهی زندان شده است و باید تا آخر عمر در آنجا بماند. یکی از پسرهایش پس از مصرف قرص به علت عدم تعادل تصادف کرده و الان هم برای پرداخت دیه فرد مقتول در زندان به سر میبرد. دخترش نیز برای فرار از موقعیت متزلزل خانوادهاش ازدواج کرده که زندگی خوبی هم ندارد.  شکوه تصمیم میگیرد که مواد را کنار بگذارد و حالا، چهار سال از پاکی او میگذرد. خود اوکسی ست که با برنامهی 12 قدمی بهبود کامل یافته است.
 مسئول کمپ خانه هم ندارد، چرا که وی پس از ترک کامل مواد، تصمیم میگیرد خانهاش را اجاره داده و این کمپ را راهاندازی کند. وپیداست که در ادارهی آن موفق بوده است.
 شکوه  کار جالبی انجام میدهد. روز ورود از مددجویان عکس میگیرد. پس از21 روز، یعنی پس از بهبودی و پاکی کامل، مجدداً این کار را تکرار می کند و عکس ها رابه خودشان نشان میدهد تا با هم مقایسه کنند. مددجویان از مقایسه ی چهره های زرد و ناتوان روزاول خود با رنگ و روی باز و گلگون فعلی شان انگیزه ای مضاعف می گیرند.
 میان مددجویان به الهام برمیخورم که روحیهی خوبی دارد. الهام چند روزی است که لذت مادر شدن را تجربه کرده است. بعد از به دنیا آمدن فرزندش به کراک معتاد بود و پس از تولد او، مصمم شد اعتیادش را ترک کند تا بتواند آینده ی خوبی راکنار فرزندش داشته باشد.
به سمت شکوه میروم. کنار شکوه دختری به اسم "شیرین" نشسته که جای بریدگی های عمیقی بر دستهایش  دیده می شود که گویا آثار بریدگی قطعات شیشه ی شکسته است.
خود او واقعه را اینگونه بازگو میکند که پس از مصرف شیشه دچار توهم پرواز شده و به کنار پنجره می رود. دست هایش را همچون بال های پرنده حرکت می دهد و پس از شکستن شیشه ها، زخم های عمیقی در دست هایش ایجاد می شود و حالا آثار آن پیداست.
در ادامه ی گفتگوها می توان پی برد که هنگام ترک، معتادان به تریاک آرامتر هستند و برعکس آنهایی که مواد شیمیایی مثل شیشه و کراک مصرف میکنند زمان ترک بسیار ناآرام و خشن هستند.
مدتی طول میکشد تا بیماران معتاد به تریاک دردشان شروع شود و زمانی هم که درد می کشند با مشکل چندانی روبرو نیستند اما کسانی که محرک مصرف میکنند، چند شب اول نمی خوابند و همین بیخوابی بقیه را اذیت میکند.
 آرام کردن مصرف کنندگان شیشه کار بسیارمشکلی است. آنها بعد از هفت روز تازه میتوانند بخوابند و بعد از آن هم شروع میکنند با بقیهی گروه به جنگیدن، بیقرار میشوند و دعوا میکنند، و گاهی اوقات غیرقابل کنترل می شوند. از زبان شکوه میشنوم که چند روز قبل یکی از مددجویان معتاد به شیشه، پس از بحث و مجادله با خدمتگزار، با یک تکه شیشه او را زخمی میکند.
 خدمتگزارها معتادان بهبود یافتهای هستند که در مراکز بازتوانی کمپها به دیگر بیماران کمک میکنند.
برنامههای روزانهی کمپ:
برنامهی روزانه در کمپها تقریباً یکنواخت است:
 صبح زود صبحانه می خورند و بعد تقسیم کار میکنند، یعنی به هر کس کاری سپرده میشود تا انجام دهد. کارها که تمام میشود موسیقی گوش میکنند،  فیلم میبینند، درصورت تمایل استحمام می کنند و درصورتی که  هوا گرم باشد در استخر آب تنی میکنند. آب درمانی و گوش دادن به موسیقی و برگزاری پیاپی جلسات، اصلیترین برنامههایی است که در کمپهای بهبودی انجام میشود.
"ثمینه" دختر موجهی است و رفتار کنترل شدهای دارد. وقتی که نگاهت به او میافتد
 فکر می کنی میهمان کمپ است وبرای ملاقات آمده است؛ اما وقتی که دستش را بالا میبرد تا در جلسه شرکت کند، معلوم میشود که شیشه چطور زندگی او را در بهترین سالهای جوانیاش  ـ او فقط 21 سال دارد - به آستانه ی نابودی کشانده است. او در رشتهی دندانپزشکی تحصیل می کرده که به دلیل حمل مواد مخدر به دانشگاه از سوی کمیتهی انضباطی مواخذه و از تحصیل محروم می شود. ثمینه شروع مصرف مواد مخدر از جانب خود را وقتی که 18 سال داشته و مربوط به 3 سال قبل میداند. خودش می گوید:
ــ یک روزکه حال بدی داشتم تشنج کردم و دکتر برایم قرص های دیازپام تجویز کرد. چند ماه قرصها را مصرف کردم و حس خوبی داشتم. بعد تعداد قرصهایم را بیشتر کردم، و سال بعد دوستانم گفتند اگر میخواهی این قرصها را کنار بگذاری شیشه مصرف کن. وحالا سه سال میگذرد و من هنوز ترک نکردهام.
شریفه زن 50 سالهای است که در کمپ شکوه جزو خدمتگزاران است. او یکی از مسنترین کسانی است که مواد مصرفیاش شیشه بوده و توهمهای زیادی داشته است. با لحنی گرم و آرام از آن روزها میگوید و میخندد. شریفه دربارهی مخرب بودن شیشه میگوید: ــ و این درحالی است که خیلیها تصور میکنند که این ماده اصلاً مخدر نیست.ــ
ــ راست میگویند، این ماده مخدر نیست، شیمیایی ست و هیچگونه نشئگیای ندارد جز بیداری. من یک زمانی شیره مصرف میکردم و نشئه میشدم اما شیشه فقط معتاد را بیدار نگه میدارد و باعث میشود توهم بگیرد. آنچه را که من میدیدم هیچ کس دیگر نمیدید. مثلاً توی میز تلویزیون که یک شیشهی دودی هم داشت، من تا صبح سریال میدیدم. شب که میشد مقداری خوراکی برمی داشتم و با همسرم علی دراز میکشیدیم جلوی میز تلویزیون و تا صبح با هم سریال میدیدیم. هر وقت میخواستم امتحانش کنم که او هم مثل من چیزی را میبیند یا نه، میپرسیدم:
ـ علی تو هم میبینی؟ میگفت: آره میگفتم: اگه راست میگی لباس زنه چه رنگیه؟شوهرم جواب میداد: قرمز راه راه. خندهام میگرفت چون او هم مثل من سریال را کامل میدید. بچههایم فکر میکردند من میخ شدهام و به یک جا نگاه میکنم. به آنها میگفتم میخ نشدهام که! من دارم فیلم میبینم همین. آدمهایی که مصرف شیشه دارند معمولاً شبها دچار توهم میشوند، امامن این آخریها کارم به جایی رسیده بود که حتی روزها هم توهم میزدم. توی حیاط مینشستم و داخل برگهای درخت انگورمان لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد و کلی عاشق اسطورهای دیگر میدیدم و با خودم میگفتم خدایا، چقدر طینت من پاک است اینها مهمان خانهام شدهاند. قبل از ترک حالم خیلی بد شده بود که خانوادهام تصمیم گرفتند من و همسرم را به پلیس تحویل بدهند. اما من و او فرار را بر قرار ترجیح دادیم و چند شبی را در خانهی اقوام سپری کردیم تا اینکه دریک کانکس داخل گاراژ مستقر شدیم. از آنجا بود که توهمهای آزاردهندهی همسرم آغاز شد. او شکاک شده بود، شیشههای کانکس را از داخل و بیرون با روزنامه پوشانده بود. روز آخر روی من چاقو کشید و میخواست مرا بکشد که منپابفرار گذاشته و خودم را به پلیس معرفی کردم. باورم نمی شد شیشه با شوهر من که اینقدر به من علاقه داشت این کار را بکند.شریفه و همسرش یک سال است که اعتیادشان را ترک کردهاند و او حالا در کمپ شکوه خانم خدمتگزار است و به زنان و دختران دیگر کمک میکند تا از دنیای توهم و لذت دروغین مواد مخدر و محرک خلاص شوند.
"سیمین فراهانی" اولین زنی است که در ایران به روش 12 قد می اعتیاد به مواد مخدر و سیگار را کنار گذاشته است. او کمپهای زنان را در تهران دایر میکند و بر آنها نظارت دارد. (همهی کمپهای معتادان زن در سراسر کشور به جز سه کمپ فرشتگان شیراز، فرشتگان قم و کمپ چیتگر که مجوز دارند؛ به شکل غیررسمی و بدون مجوز فعالیت میکنند.
 
سیمین فراهانی، نه سال پیش اعتیادش را ترک کرده و بعد از پشت سر گذاشتن کلاسهای مشاوره در دانشگاه شهید بهشتی و دورههای کاهش آسیبهای اجتماعی، در کمپهای ترک اعتیاد خدمت کرده است.
مواد مصرفی سیمین شیره و تریاک بود. او مواد محرک را تجربه نکرده اما می گوید:
ــ مخدر و محرک هیچ فرقی با هم ندارند. تریاک روی شیرهی جان آدم و استخوانها تأثیر میگذارد، شیشه و مواد صنعتی روی مغز و روح. با این مواد مخدر جدید یک روز صبح که از خواب بیدار میشوی، میبینی دیوانه شدهای و مدام توهمات رنگارنگ در سرت می چرخد و دیگر هرکاری کنی نمیتوانی به زندگی عادی هم سن و سالهای خودت برگردی.
 او حدود12 سال قبل تصمیم گرفت یک بار برای همیشه در زندگیاش، مواد مخدر را کنار بگذارد
ــ اولین بار ازترس قانون بود که خواستم ترک کنم. سال 76 بود و ما در اسلام شهرزندگی می کردیم. مأموران آمده بودند همسرم را به جرم نگهداری و فروش مواد مخدر دستگیر کنند. من آن زمان فقط یک مصرف کننده بودم و به همین دلیل سه روز بازداشت شدم. بعد از آزادی، با جلسات 12قدمی آشنا شدم.هر معتادی که ترک میکند، ممکن است به هر دلیلی لغزش کند و دوباره به سمت مواد برود. البته آثار مخرب مواد مخدر پس از ترک نیز همچنان در فرد باقی میماند. اعتیاد نوعی بی تعادلی به وجود میآورد و رفتارهای افراطی در انسان به جا میگذارد.
از سیمین در مورد امکانات و تجهیزات مورد نیاز برای ترک اعتیاد میپرسم و او در جواب میگوید:
ــ هزینهی ترک اعتیادتقریباً هیچ  است و آداب خاصی هم ندارد. تنها یک بیداری روحانی لازم دارد و نیاز به راهنمایی و چشمان مراقب مددکارانی دارد که خود ایشان این درد را کشیده  و زمانی خودشان هم  گرفتار اعتیاد بوده باشند تا بتوانند مشتاقانه و از سرعشق، این بیداری روحانی و معنویت را به افراد در بند اعتیاد هدیه کنند.
البته براساس قانون پروتکل بین المللی، ترک اعتیاد باید به روش 12 قدمی باشد و مددکاران نیز باید بیش از 5 سال سابقه ی پاکی داشته و ضمناً تعداد ساعتهای معینی را در کمپها فعالیت کرده باشند و دوره بقای تجربیای را گذرانده باشند. اما متأسفانه در ایران به این شکل عمل نمی شود و بعضی از آنها با 8 ماه پاکی، کمپی را اداره میکنند. جلسات درون کمپ باید پرهیزمدار و ایمان مدار باشد. پرهیزمداری در واقع پرهیز از مصرف مواد مخدر است و ایمان مداری نیز یعنی اینکه حقیقتاً ایمان و باور داشته باشند که میتوانند بدون مواد مخدر زندگی کنند. در این جلسات بیماران با سه اصل آشنا میشوند. اصل اول تمایل داشتن به راستیها و خوبیها، اصل دوم با خویشتن صادق بودن که امروز میخواهند زندگی درست و شایسته و درخوری را رقم بزنند و اصل سوم تسلیم در برابر صاحب و مالک دنیاخداوند براساس اصولی که در این جلسات به آنها آموزش داده میشود و پیرو یکسری اصول باشند تا بتوانند بدون مادهی مخدر زندگی کنند. بجز این سه اصل که ذکر شد یکی از مسائلی که باید به آن توجه شود شناخت "عجز" است. همه ی انسانها در برابر یکسری مسائل عاجز و ناتوانند و در اصل تمام بدیها یک نوع ناتوانی است. و وقتی انسان به ناتوانی خود اعتراف میکند در واقع تسلیم میشوند و در اینجا ناتوانی بیماران وسوسهی آنها در مصرف مواد است و با اعلام عجز در برابر آن در واقع موادها از زندگی خود حذف میکنند.
بعد از ترک کمپ که طول دورهی درمان درون کمپ 21 روز میباشد و آنها تنها بهبود جسمی مییابند و این زهر تریاق از بدن آنها خارج میشود اما اثرات روانی و روحی آن از بدن بیمار هنوز خارج شده است و این بیماری سه جنبه دارد و تنها جنبهی جسمی تحت درمان قرار میگیرد و دو جنبهی دیگر به قوت خود باقی است و شاید تنها سه روز از21 روز طول درمان بر روی بیماران و بر ذهن آنها تأثیر بگذارد.
از لحاظ روانی مددجویان دیگر نباید با فرد مصرف کننده در ارتباط باشند وباید ارتباط آنان با محیطی که قبلاً میرفتند و مواد تهیه میکردند ونیز با کسانی که قبلاً مواد مصرف میکردند، قطع گردد. فقط با دوستان" بهبودی" در ارتباط باشند و دوستان "نابودی" را رها کنند.همچنین باید به شکل مرتب در جلسات 12 قدمی شرکت  کرده و از لحاظ روانی یکسری آداب و معاشرتهای نامناسب را متوقف کنندتا بتوانند حق انتخاب  وقدرت بیان کردن واژهی" نه "را داشته باشند. وقتی آلودگی خانواده و اجتماع بالا باشد زمینه برای رجوع دوباره به مواد مخدر از سوی مددجویانی که پاک شدهاند، بیشتر میشود،بیایمانی و نداشتن یک الگوی خوب باعث میشود که فرد دوباره وسوسه شود.اگر یک بیمار که پاک شده بعد از مدتی دوباره به کمپ رجوع کند و درخواست پذیرش بدهد، یک مدیر کمپ با درایت، براساس عزمی که وجود دارد، میتواند او را پذیرش کند و گاهی طرد کردن برای فرد ناآگاه بسیار تأثیرگذار میباشد.
پس از گپی کوتاه با سیمین فراهانی، مددجویان برای برگزاری جلسهی دائمی داخل کمپ آماده میشوند. جلسهی امروز را سیمین اداره میکند.


منابع
: كتاب آسيبهاي اجتماعي در ايران / انجمن جامعه شناسي ايران/ انتشارات آگاه/ تاريخ انتشار 1386.   
مركز مطالعاتي كتابخانهي دانشگاه علوم بهزيستي و كتابخانه معاونت اجتماعي ناجا.
پاياننامهي بررسي علل اعتیاد در مركز بازپروري شفق / دادمهر، محبوبه



Comments (3)

Said this on 12-9-2011 At 10:51 am
SgNk10 hegrnenoxvpc, [url=http://bdcgsnsaqozs.com/]bdcgsnsaqozs[/url], [link=http://ovfzdoymutpg.com/]ovfzdoymutpg[/link], http://itdtvwgqlfca.com/
Said this on 12-8-2011 At 11:53 am
LrFLjs sdqliaypcnwg, [url=http://djeyhylwaoyb.com/]djeyhylwaoyb[/url], [link=http://altmcfwcdbdf.com/]altmcfwcdbdf[/link], http://unvzudkwxqiv.com/
AREZOO
Said this on 4-12-2011 At 12:24 pm

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامي

از مطلبي كه در سايت نوشته شده نهايت استفاده را بردم . من به نوبه خود  دوست دارم در مورد معتادين زن و دليل اعتياد آنان و دليل ترك آنان تحقيق كنم و وقتي مطلب شما را ديدم خيلي لذت بردم . اميدوارم بتوانم يك روز به بانواني كه به اعتياد روي آورده اند كمك كنم و اميدوارم روزي را ببينم كه تك تك زنان ايراني زندگي سالم و موفقي را در پيش رو دارند.

New comments are currently disabled.