بازار

بازار
زهرا لبافی
هسته‏ی مرکزی، درگذشته‏‏ی شهرهای ایرانی، "کُهن‏دژ" یا "ارگ" بوده است که در منطقه‏ی بلندی واقع می‏شده است، پس از آن شهرداری در مرحله‏ی دوم ساخته می‏شد که به‏عنوان "شارستان یا شهرستان" (منزل سربازان و ساکنین شهر) بوده است، موضع سوم "ربذه" بوده که شامل زمین‎های کشاورزی دهقانان می‏شده است. در پیرامون شارستان، خندق‏هایی قرار داشته که از صبح تا عصر باز بوده و درصورتی که کاروان برای ورود به شهر هنگام شب می‏رسید(پس از موعد مقرر در عصر) می‏بایست تا صبح روز بعد صبر می‏کرد تا دروازه‏ها باز شود. در این حین بازار و عناصر شهری هم‏چون امام‏زاده، کاروان‏سرا، حمام و...وجود داشت. که در تمامی بافت‏های قدیمی این عناصر را که لازمه‏ی زندگی شهری هستند درکنار هم مشاهده می‏کنیم. اما یکی از مهم‏ترین این عناصر که کاروان‏سرا بود در گذشته تا حدودی معرفی شد و حال به توضیح بازار به‏عنوان رکن دوم در فضای شهری گذشته می‏پردازیم که شاید بسی مهم‏تر از دیگر ارکان باشد. نکته‏ی مهم این‏ست که بازاری‏ها در بازار زندگی نمی‏کردند زیرا بازار فاقد فضای مسکونی بود.
اصل کلمه‏ی بازار از ریشه‏ی اصیل پهلوی"واکار" یا "وازار"(vazar) است که محل اجتماع، دادوستد، کانون شورش‏ها، اعتصابات، سیاست‏مداری‏ها، پخش اعلانات، مراوده‏ها، آشنایی، برگزاری مراسم مذهبی و درحقیقت مکانی همگانی و نمادی اصلی از زندگی انسان می‏باشد.
بازار را ستون اصلی شهر دانسته‏اند. که نمایانگر توان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک منطقه است. ساختمان بازار دارای شأن و مرتبه‏ی بالاتری بود.
بازار از دروازه‏ی کاروان، دور یک شهر آغاز و به داخل شهر امتداد پیدا می‏کرد. از نظر فضایی بازار مجموعه‏یی از دکان‏هاست که توسط سقفی پوشیده به یکدیگر متصل و پیکره‏ی مرکبی را به‏وجود می‏آورد. و در کنار آن عناصری چون مساجد، کتاب‏خانه‏ها، گرمابه‏، حسینیه، امامزاده، آب‏انبار، بوده که در آن هم‏چون رشته‏یی به یکدیگر متصل و درجهت‏های اصلی و فرعی آزادانه حرکت می‏کرد. این مرکز تجاری معمولاً دارای طاق‏ضربی آجری است. روزنه‏یی که در طاق آجری تعبیه شده نور و جریان هوا را تأمین می‏کند و بلندی سقف، فضای بازار را در فصل گرما خنک می‏سازد.
انواع بازار:
بازار: یک بازار بزرگ در مرکز شهر واقع شده و همه نوع اجناس در آن یافت می‏شود. استخوان‏بندی اصلی شهر را بازار تشکیل می‏دهد. قسمتی که در هسته‏ی مرکزی شهر قرار دارد بازار بزرگ است.
بازارچه: بیشتر برای تأمین نیاز یک محله استفاده می‏شود و دارای میدانچه‏هایی می‏باشد که به سبزی و تره‏بار اختصاص داشته است. در ورودی بازار تهران( سبزه‏میدان) درگذشته سبزی فروشی‏ها وجود داشتند که در گذشته"بقالی" نامیده می‏شدند. بازارچه‏ها بازارهای فرعی بودند که در درون محله‏ها قرار داشتند و در اعیاد مذهبی از بازارهای فرعی به‏عنوان تکیه و حسینیه‏ها استفاده می‏شده است مثل تجریش.
بازار روز: که گاهی به‏صورت سیار در شهرهای کوچک و بزرگ و محله‏های خاص و در ایام خاص برپا می‏گردید (هم‏چون یکشنبه‏بازار، سه‏شنبه‏بازار و...) و اهالی شهر و روستا به ‏عرضه‏ی کالای خود درآن می‏پرداختند و در بعضی موارد خریدوفروش به‏صورت پایاپای انجام می‏گرفت و معمولاً به‏صورت گردشی در شهرها و روستاهای مختلف برای مبادله با شهرها و روستاهای مجاور بود.
بازار مَکاره(مُکاره): دهخدا می‏گوید از کلمه‏یی روسی به مفهوم بازار سالیانه یا موسمی است و از کلمه‏ی"یاردمارکا" گرفته شده یعنی بازار سالیانه‏ی قدیس مِکِریوس، چندروز در بازار در محل معین برگزار می‏شود و بازرگانان از مناطق مختلف کالاهای خود را به آنجا آورده و به فروش می‏گذارند(مثل نمایشگاه‏های مختلف بین‏المللی)
بازارسیاه: به تشکیلاتی گفته می‏شود که کالاها را بر اثر کمبود در عرضه در بازارعادی احتکار کند تا به بهای گزاف بفروشد.
خصوصیات بازار ایرانی:
بهترین کالا با کم‏ترین قیمت و بهترین کیفیت را می‏توان خریداری کرد. تمامی افراد در یک منطقه(مثل بورس طلافروش‏ها) صنف‏های هم‏دسته در کنار یکدیگر بودند. به همین لحاظ قیمتی یکسان داشتند چون حالت بازار رقابتی را می‏آفرید. ثبات قیمت متناسب با قدرت خرید مردم و جامعه شکل می‏گرفت و خریدار آزادانه به خرید خود اقدام می‏کرد.
ساختار معماری بازار در شهرسازی ایران:
1-    واحدهای کاربردی: برای فعالیت‏های تولیدی- بازرگانی- خدماتی- فرهنگی و اجتماعی(حمام، مساجد، امام‏زاده، مدارس، زورخانه، کتاب‏خانه، کاروان‏سرای درون‏شهری و...) که موجب برخورد و تضارب آراء و اندیشه‏ها در این فضا بود که از اقشار مختلف چون کسبه، تجار، علما، فقها و افراد عادی تشکیل می‏شد.
2-    معابرعمومی: معابر که از آن به‏عنوان مسیر ارتباطی میان‏شهری و هم به‏عنوان مجزا کردن واحدهای خدماتی، تولیدی و بازرگانی استفاده می‏شد.
3-    محلی برای گردهمایی و تجمع: گاهی فضاهایی به‏صورت سرپوشیده، نیمه‏باز و باز در مسیر و لابه‏لای بازار مشاهده می‏شود که محل تجمع و ازدحام مردم است و به امور معینی مجزا از فعالیت بازار اختصاص دارد. از جمله‏ی آن می‏توان به صحن، تکیه، مسجد، سراها یا کاروان‏سراهای درون‏شهری اشاره کرد.
نقش بازار در زندگی روزمره‏ی شهری:
بازار نماد توان اقتصادی منطقه است به دلیل:
1-    میزان خریدوفروش و تبادل تجاری کالا: نشان از برخورداری و قدرت خرید بالای منطقه دارد.
2-    درخور ساختار فضایی شهری: در شهرهایی که بازارهای فاخر ساخته شده، نشان از قدرت تجاری منطقه دارد.
ریتم و آهنگ:
از نحوه‏ی تکرار و تکثیر دکان‏ها و نظم قرارگیری آن‏ها در کنار یکدیگر در طول یک معبر حاصل شده و به وحدت و یگانگی می‏انجامد. این حس چه در نظم سطوح جانبی معبر اصلی و چه در ساختار زیر سقف و چه در تنظیم روشنایی و ستون‏هایی که در دالان حرکت را القاء می‏کند به خوبی مشاهده می‏شود. نوری که از سقف ساطع می‎شود ما را به مسیر راست هدایت می‏کند.
در مسیر بازار، چگونگی استقرار واحدهای صنفی که مبتنی بر نظم خاص مشاغل و نیازهای خدماتی بود، به ایجاد وحدت و نظم در تناسبات شکلی و ساختار حجره‏ها و حتی رنگ‏آمیزی و نوع مصالح و اجناس مورد فروش کمک می‏نمود تا ریتم و آهنگی موزون پدید بیاید.
عناصر مختلف بازار:
راسته: اصلی‏ترین عنصر بازار راسته است. راسته به مسیرهای اصلی بازار اطلاق می‏شود که یا موازی می‏باشند و یا متقاطع که محل تقاطع را"چهارسوق" یا "چهارسو" می‏گویند. این در صورتی است که در راسته‏ی اصلی یکدیگر را قطع کنند که معمولاً کنج‏های آن‏را به‏صورت لچکی یا تخت درمی‏آورند که خود دید وسیعی را ایجاد کند.
محل تخت داروغه، رییس گزمه و شحنه (که کار پلیس را انجام می‏داده) در گوشه‏های چهارراه است.
از راسته‏های معروف، راسته‏بازار اصفهان، کرمان، شیراز، یزد، کاشان و تبریز را می‏توان برشمرد. و از طولانی‏ترین راسته‏ها راسته‏بازار زنجان است که به‏صورت شرایط تعلیمی سرپوشیده و طولانی‏ست. (از یک تا شش کیلومتر بوده است).
رسته: به معنی صنف است. در بخش‏های مختلف راسته‏ی اصلی قرار می‏گیرد. مانند رسته‏ی گیوه‏فروش‏ها، آهنگران و مسگرها.
رسته‏هایی مانند آهنگران و مسگرها که سروصدای بسیار زیادی داشتند در ابتدا و انتهای بازار قرار داشتند و گیوه‏فروش‏ها و دیگر شغل‏ها در میان آن قرار می‏گرفتند. رسته‏ها در کنار یکدیگر و در یک ردیف بودند و این به دلیل جلوگیری از ازدحام می‏باشد که اگر فردی به دنبال جنسی خاص است در بازار پرسه نزند و از مسیری خاص برود و برگردد که امروزه در بازار تهران رعایت نمی‏شود و جنسی خاص در روبروی هم نیز مشاهده می‏شود. که ترافیک حرکتی را موجب شده است.
دالان: به راه‏روهای ارتباطی که غالباً به‏صورت کوچه یا راسته‏های کوچک و فرعی است اطلاق می‏شود. فرق آن با راسته‏ این‏ست که راسته به صنف خاصی تعلق دارد اما دالان صنف‏ها(انواع جنس‏ها) همه وجود دارند. در دالان کنار اجناس مشابه اقلام متفاوت هم وجود دارد. مانند سردالان فلک در بازار تهران.
سرا یا خان: همان تجارت‏خانه است که نمونه‏ی اجناس از آن‏ها و در آن‏ محل تحویل گرفته شده و در دیگر مکان‏ها پخش می‏شود. از سراهای مشهور سرای گنج‏علی‏خان کرمان، سرای مشیر شیراز، سرای حاج‏کریم اصفهانی، سرای وزیرقزوین است. سرا و تیمچه محل استقرار تجار است. اما سرا در حقیقت حیاط مرکزی است که سرباز است. و دهلیز ورودی کاروان‏سرای درون‏شهری است. [همان‎گونه که توضیح داده شد این عناصر و ارکان به یکدیگر بسیار وابسته‏اند] اما تیم و تیمچه ساختمانی دو طبقه و سرپوشیده است.
خانبار یا کالانبار: محلی برای انبار کالا و پرداخت بر روی اجناس بوده زیرا اجناسی که توسط چارپایان حمل می‏شده مستقیماً وارد بازار نشود. تقدس مکانی هم‏چون بازار باعث می‏شد تا چارپایان و حتی وسایلی هم‎چون گاری و چرخ‏دستی نیز اجازه‏ی ورود نیابند. لذا اجناس از راهی موازی به‏نام "پس‏کوچه" یا "پشت‏کوچه" از کالانبار تخلیه می‏شد. هم‏چون کوچه‏ی ذغالی‏های امروزی بازار تجریش. خانبارها بیشتر محوطه‏های بزرگ در پشت سراها بوده و در آن‏جا چند کارگاه دستی کوچک قرار داشت همانند خانبار سرای گنج‏علی‏خان کرمان.
تیم و تیمچه: در واقع مرکز چند تجارت‏خانه مشابه بود و در لغت به معنی چیزی گرد یا جمع‏وجور می‏باشد. از تیمچه‏های معروف تیمچه‏ی قم، امینی کاشان و حاجب‏الدوله‏ی تهران می‏باشند که در ساخت فضا از شمسه‏های فاخری استفاده می‏شده است.
قیصریه: طبق ضرب‏المثل به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش نمی‏کشانند. به‏خوبی می‎فهمیم که قیصریه محل حضور"زری‏کاران" در بازار است. منظور از آن سرایی دراز می‏باشد که صنعت‏گران و پیشه‏وران ظریف کار مانند زرگران، گوهریان، سوزن‏دوزان و بزازان درآن کار می‏کنند. قیصریه دارای درب بوده و فضای خلوت آن به هنرمندان اجازه می‏داد بقیه مزاحم آن‏ها نشوند و درکمال آرامش به کارهای هنری خود بپردازند. قیصریه‏ها از نظر ساختاری در کنار راسته‏ی اصلی قرار داشتند مانند قیصریه‏ی کرمان، تهران،اصفهان، خان‏یزد و وکیل شیراز.
دکان یا حجره: ساده‏ترین و کوچک‏ترین عنصر فضایی بازار است که سلول نیز نامیده شده. که متناسب با کالای عرضه شده در آن شکل و ابعاد خاصی را دربر می‏گیرد و مساحت متفاوت به‏طور متوسط 10الی 25 مترمربع را شامل می‏شود.
دکان‏ها معمولاً در دو اشکوب(طبقه) بوده از طبقه‏ی همکف برای عرضه‏ی کالا و از طبقه‏ی فوقانی به‏عنوان دفتر کار یا فضای اداری یا به‏عنوان انبار کالا استفاده می‏شد. در بعضی بازارها فضای اصلی بازار شامل دو طبقه بوده که طبقات فوقانی برای مشاغل تولیدی یا کمتر مراجعه‏کننده استفاده می‏شده. در بازار عناصر به‏صورت یک‏شکل تکرار می‏شود. طبقات بالایی معمولاً نیم‏طبقه هستند.
نقش بازار در زندگی مردم:
بستن بازار به نشانه‏ی سوگ‏واری و برای شرکت در مراسم مهم مذهبی پیشینه‏یی بس کهن دارد. تا پیش از قرن 5 همه‏ساله در اصفهان ایام نوروز یک یا دو ماه بازاری در کنار دروازه‏ی جور به‏نام بازار جورین برپا می‏شد و مردم از بزرگ و کوچک در آن شرکت می‎جستند و به نشاط و بازی می‏پرداختند. از بعضی اشارات تاریخی برمی‏آید که در بازار راسته‏‏ی کتاب‏فروشان و برخی از دکان‏های پیشه‏وران محفل علما، شعرا، فلاسفه، اطبا، منجمان و محل بحث و گفت‏وگو یا تدریس بعضی از مشایخ و معلمان بوده است. از لحاظ فعالیت‏های سیاسی- دینی بازار شهرهای اسلامی درآغاز بیشتر برجنبه‏های صنفی مانند دفاع از منافع اقتصادی و مقاومت در برابر مالیات‏ها و فشارهای حکومتی محدود می‏شد.
پیشینه و خاست‏گاه بازارهای بزرگ شهری:
یافته‏های باستان‏شناسی، داده‏ها و شواهد کهن تاریخی برخی از اجزای مهم و اولیه‏ی مجموعه‏ی بازار مانند راسته، چهارسو، پوشش گنبدی و کاروان‏سرا ریشه در دورترین ادوار تاریخی دارند. طرح بازار به‏صورت چهارسو با دو دالان مسقف عمود بر هم ‏بر سفالی از هزاره‏ی چهارم پیش از میلاد برجای مانده است. برای راسته یا"کوی پیشه‏وران" نیز شاهد معتبری از دو هزار سال پیش در کاوش‏های باستان‏شناسی شوش یافت شده است.(گرِشمن ش68-67) هم‏چنین درباره‏ی اهواز، با نام اصلی هر فرد اردشیر(هوموشیر) گفته‏اند که از بطن یک بازار پدیدآمده است.(پیگولوسیکا یا1367ص63)
در زمان فارسی میانه درباره‏ی سازمان بازرگانی ایران به پاره‏یی اطلاعات به شرح زیر می‏رسیم که آداب ویژه‏یی وجود داشته است. از لحاظ نظام طبقاتی بازاریان و پیشه‏وران در چهارمین طبقه قرار داشتند و دارای تشکیلات صنفی، راسته‏های تخصصی و آداب ویژه‏یی بوده‏اند. لباس‏شان به رنگ آبی تیره بوده است. هر صنف به واحدی مستقل و تابع رییس یا ریش‏سفید بوده است که از طرف اعضا انتخاب می‏شده و می‏توانسته غیرزرتشتی هم باشد(همان ص141) دست‏ورزان هم‏پیشه در شهرها و کوی‏های معین و جداگانه منزل داشته‏اند. همه‏ی آن‏ها یعنی گِروگ‏کاران و رؤسای اصناف تابع رییسی به‏نام کِروگبد یاهوتُ‏خشبد بوده‏اند که از صاحب‏منصبان دولتی و دارای مقام مهمی بوده و احتمالاً از طرف شاه منصوب می‏شده است. بازاریان نیز خود رییسی داشتند که به او وازاربَد می‏گفتند. (کتیبه‏ی شاپور اول در کعبه‏ی زرتشت س35، ص265، ژینیوص35)
از مجموع این اشارات و اطلاعات تاریخی دانسته می‏شود که اجزا و عناصر اصلی مجموعه‏ی بازار و کارکردهای مهم آن یعنی خرده‏فروشی، عمده‏فروشی، تجارت خارجی، تولید و پیشه‏وری ، دادوستد وام و اعتبار و اصول و قواعد بازرگانی و سازمان‏های صنفی در منطقه‏ی باستانی خاورمیانه که بعدها سرزمین مرکزی جهان اسلام شده، سابقه‏یی کهن داشته است.


Comments (0)

New comments are currently disabled.