(به ترتیب الفبا)
----------------------------
----------------------------
----------------------------

در بحث از زیبایی شناسی اولین سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که اساساً زیبایی چیست و چه تعریفی می توان به آن اختصاص داد؟ در نگاه عام جامعه، زیبایی همان برانگیختن حس جذابیت، لذت و جالب بودن در برخورد با یک شیء ،پدیده و یا یک اثر هنری است. به نظر می آید در تعریف مذکور ویژگی خارق العادگی پررنگ تر از دیگر ویژگی ها است
نگاهی به فیلم جعبهی موسیقی ساختهی فرزاد موتمن
فیلمنامهی کلاسیک براساس دو روش میتواند خلق شود اول اینکه بر پایهی فکری که فیلمنامهنویس دارد، شخصیتهای مناسب آن فیلمنامه را خلق میکند و یا اینکه فیلمنامهنویس شخصیتی را مد نظر قرار میدهد و بر اساس ویژگیهای آن شخصیت روایت فیلمنامه را خلق میکند.

لطف فرموده جماعت سينمارو را هم منحل كنيد : بحثي در مديريت فرهنگي
در دنياي مديريت ما با گروهي از مديران رو به رو مي شويم كه دوست دارند فقط خودشان صحبت كنند و فقط خودشان ستايش شوند و همه، حرف هاي آنها را بزنند و كسي چيز ديگري نگويد. بهترين اسم براي اين مديران کوته اندیش است . بديهي است كه اين گروه از مديران با رسانه های متکی به خود و غیر دولتی ميانة خوبي ندارند .
به دلیل ممنوعیت واکسینه کردن فلج اطفال بیش از ۳۰۰۰ کودک نیجریهای با ویروس فلج اطفال معلول شده اند و بیش از ۲۰ کشور که پاک شده بودند، دوباره با نژاد فلج نیجریهای آلوده شدهاند.ه

یکی ازمهم ترین نیازهای افراد، احساس امنیت و سکنی بوده است و به همین دلیل، همیشه اهمیت خاص خود را داشته است. دو جزء اصلی ریشه ی لغوی کاروان سرا شامل کاروان+سرا می باشد. که به صورت کاربان+سرا نیز بکار رفته است. کاروان یا کاربان به معنای گروه مسافران یا قافله ای است که دسته جمعی و گروهی سفر می کنند. و "سرای" با ریشه ی فارسی، به مفهوم خانه یا مکان است. هر دو این واژه ها از ریشه اصیل فارسی گرفته شده است. از لحاظ عملکرد فضا، عملکردی نهادی است و آن هم سرپناهی برای مسافران است.عملکرد های گوناگون کاروان سرا باعث گردید تا نام های متفاوتی پیدا کند. همچون کاربات، رباط، ساباط، خان که دارای وظایف متشابه می باشند.ه
دربررسی حاضر، فقط در کتاب تعلیماتاجتماعی سال اول راهنمایی تا حدی آگاهانه تعادلی درتکوین هویتجنسیتی دختر و پسر برقرار شده است ولی بلافاصله همان نویسندگان درکتابهای دوم و سوم راهنمایی به اصل خویش بازگشته شاید ناخواسته به کمرنگ کردن هویتجنسیتی ناپروردهی دختران نیزاقدام کردهاند غافل از اینکه دختران امروز مادران فردا خواهند بود. مادرانی که با نوآوریهای فردا باید سازگار باشند و با رهآوردهای جهانوندی و جهانیشدن انطباق یابند. اگر زمینههای لازم را امروزمهیا نکنیم فردا خیلی دیراست!ه
يادداشتهاي سينمايي يك جامعهشناس
از اجراي زنده به عكس متحرك و برعكس : رابطهی سينما و تئاتر در سالنهاي شهرهاي ايران
در سالهاي دههی 1300 هجري شمسي كه كار نمايش فيلم در تهران رو به رونق بود. يكي از جاهاي آبرومندي كه ميشد در آنجا فيلم ديد، سالنهاي معدود هتلهاي تجملي و شيك تهران بود. معروفترين اين هتلها گراندهتل بود. در سالن گراندهتل معمولاً نمايش اجرا ميشد در آغاز دهه در ساعات يا روزهايي كه تماشاچي نمايش كم بود. پردهاي از سقف ميآويختند و فيلم نمايش ميدادند . اما كمكم وقتي به اواخر دهه ميرسيم با تقاضاي بيشتر براي ديدن فيلم رو به رو ميشويم بهطوري كه حالا گراندهتل در روزها و ساعات پر مشتري فيلم نشان ميداد و روزها و ساعات خلوت تئاتر اجرا ميكرد. و كمكم در تهران و شهرستانها سالنهايي پيدا شدند كه سن و اطاق بازيگران و اطاقك سولفوژ و ساير تجهيزان نمايش را داشتند و در عين حال با پايين آمدن پردهاي به سالن سينما تبديل ميشدند. بعدها بعضي از اين سالنها پرده سينمايشان هميشه برقرار بود و موقع نمايش تئاتر دكورهاي صحنه را جلوي پرده ميچيدند. به اين موسسات سينما- تئاتر ميگفتند .گاه در بعضي از اين سالنها كنسرت هم اجرا ميشد.ه
folklore مرکب از دو بخش folk به معنی توده و مردم، و lore به معنی دانش وآگاهی است. این واژه نخستین بار در سال 1846م. توسط باستانشناس انگلیسی "ویلیام جان تامز"(با نام مستعار آمبروز مورتون) ساخته شد. ویلیام تامز فولکلور را بهعنوان جانشینی برای اصطلاح نادرست"عتیقات عامیانه" پیشنهاد کرد که عتیقهشناسان انگلیسی و زبانشناسان آلمانی در نیمهی نخست سدهی نوزدهم میلادی برای مطالعهی راه ورسم زندگی طبقات پایین اجتماع ساخته بودند. مورتون فولکلور را گونهیی نظم علمی میدانست. مردمشناسی دیگر بهنام "گئورک هرزو"فولکلور را مسائل و بخشهایی از فرهنگ میداند که ابدی شده و با حکایات شفاهی، افسانهها، آوازهای عامیانه و رقصها بیان میشود.
هیس! گوشکن ببین صدایش را میشنوی؟ چقدر زیبا میخواند اما صدایش نامفهوم میآید. من تنها صوت آن چیزهایی را که بارها شنیدهام میشناسم انگار میگوید: سیب...سمنو...سماق ...سبزه ...سنبل...ساعت و سکه...و هزاران چیز دیگر که در تلاطم آلودگیهای ذهنی و جسمی این روزهای ما آدمها گمشدهاند. یادت هست حال وهوای چند سال پیش این روزها را؟ با چه ذوق وشوقی با مادربزرگ هفتسین میچیدیم! یادت هست وقتی آنقدر کوچک بودیم که نمیدانستیم در دل حاجیفیروز چه میگذرد و خود را بدینگونه سیاه میکند تا نانآور خانهاش باشد با حرکاتش آنگونه از ته دل میخندیدیم که قهقههمان به آسمان میرفت؟
از مجموع این اشارات و اطلاعات تاریخی دانسته میشود که اجزا و عناصر اصلی مجموعهی بازار و کارکردهای مهم آن یعنی خردهفروشی، عمدهفروشی، تجارت خارجی، تولید و پیشهوری ، دادوستد وام و اعتبار و اصول و قواعد بازرگانی و سازمانهای صنفی در منطقهی باستانی خاورمیانه که بعدها سرزمین مرکزی جهان اسلام شده، سابقهیی کهن داشته است.
چه کسی پاسخگوی این مساله است که هنوز هم روی آثار تاریخی یادگاری نوشتن عادت مردمان است ؟درد دیدن تاریخ 2ماه پیش زیر یادگاری ها روی آثار ثبت جهانی در 3 شهر مختلف درطول 1سال را که می فهمد؟اینکه روی سر ستون تخت جمشید نباید ایستاد برای عکس گرفتن؟،یا با سنگهای موجود در معبد آناهیتا کنگاور نباید بازی کرد ؟یا اینکه سنگ های بیستون کرمانشاه برای خراشیدن نیست تا بر قلب آثار یادگاری بگذاریم؟یا روی چهل ستون میخ بکوبیم یا گنبد سلطانیه را داربست بندی کنیم برای زدن عکس بزرگان مملکت؟
پس پیشبرندگی زمان در ذات خودش تعریف شده و هیچ ارتباطی با حرکت طبیعت ندارد اما نقطه اتصال زمان و انسان تاثیر اراده و اختیار بشر بر پیکرهی گذرندهی آن است

رنگ خاکستری کثیف و مردهیی آسمان را پوشانده بود. "میم" به دیوار کاهگلی اتاقش خیره شده بود که قسمتهایی از گچوخاک آن ریخته بود. از آنجا نگاهش به پنجرهی زهوار دررفتهیی چرخید وچند رختخواب کهنه ومندرس زیر آن. متوجه ژاله شد که با عروسک کوچکش بازی میکرد. دستها و پاهای آن از بدنَش جدا شده بود و ژاله سعی میکرد آنها را بهزحمت بههم بچسباند

غرض از تحریر و ترقیم و تسطیر انکه حاضر گردید عالیجاه عزتهمراه آقامشهدیربیع فرزند شیخمحمد اثباتی ساکن برگجهان شماره 16 و بعدالحضور مصالحه صحیحه صریحه شرعیه قطعیه نمود به عالیجاه آقامحمدرضی فرزند رحمتالله ساکن برگجهان بر تملیک همگی و تمامی و جملگی 2 دانگ از ششدانگ یکباب اطاق از فاطمهخواتون [خاتون] صبیه مرحوم آقامشهدیربیع برحسب ارثیه و از بابت ثلث ؟
قد وقع المصالحه الشرعیه القاطعه بما رقم لدی جریت صیغه الشرعیه بتاریخ فی دوازدهم 1344
صدرالدین
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی احل الصلح والشری و حرم الغضب والربوا و صلی الله علی خیر خلقه محمد و اله الطاهرین و بعد غرض از تحریر و مفاد این کتاب صواب آنستکه حاضر شد در بهترین وقتی از اوقات و خوشترین ساعتی از ساعات مقرون بخیر و برکات عالیشأن رحمت الله ولد مرحوم کربلائی رمضانعلی ساکن قریه بلگجان درحالت صحت بدن و کمال عقل و شعور لابالاکراه والاجبار بل بالطوع والرغبه و درصورتیکه ممضی و نافذ بود
غرض از تحریر اینکلمات شرعیهالدلالات ٱنستکه حضور بهمرسانیدند عزتآثاران رمضان و محمدتقی و علیجان ابنان مرحوم کربلائیابوالقاسم ساکنین قریه بلگجان بعدالحضور درحالت صحت بدن اعتراف مینمایند که مرحوم کربلائیابوالقاسم والد خودشان در حیات خود بموجب وصیتنامه علیهده بعضی از املک خود را بین ورثه ذکور و اناث خود تقسیم کرده که املاک بینالسطر است دو قطعه املاک که یکی لنجاور و یکی چالگور است
غرض از تحریر این کلمات انکه چون برای مرحومه مشهدیه هاجرخاتون بنت مرحوم حاجیمحمد به مبلغ چهارده تومان قرض بوده لهذا برای قسمتی از اداء دین مزبور مصالحه شرعیه قطعیه نمودند وصی مرحومه مزبوره که مشهدیسلمان زوج ایشان باشد اصالتاً از طرف خود و ولایتاً از طرف فرزندش علیاصغر با اجازه ناظر که مشهدیخیرالله اخوی ابوینی مرحومه مسطوره باشد با عفیفه خدارتدستگاه فاطمهسلطان دامت عصمتها صبیه ، ظاهراً سهوی رخ داده